ذبيح الله صفا
960
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
وى داخل » كتاب خود كند . آنچه مير تقى الدين دربارهء فرقتى نوشته منتهى مىشود بسال 1010 هجرى يعنى پانزده سال پيش از مرگ فرقتى ؛ ولى بعد از آن روزگار تقى الدين اوحدى بليانى ما را از چگونگى حال شاعر آگاه مىكند كه « الحال مدتيست كه بسبب عنا و آلام مكرر كه از تصادم ايام و طوارق حدثان از بىعنايتى پادشاه ديده يكباره از مراتب ترقى افتاده هر روز چهل مثقال بلكه بيشتر فلونيا مىرساند ! لهذا شعلهء آتش طبعش فى الجمله فرو نشسته چنان كه مدتيست كه از نهال فكرتش گل تازهء سيراب سر نزده و وى اكثر اوقات در كاشان مىباشد . . . » بنابر اظهار فخر الزمانى ، فرقتى چندى در مشهد و هرات نيز مىگذرانيده و در شهر اخير مدتى مصاحب فصيحى هروى بوده است . از ديوان فرقتى نسخههايى در ايران و انيران يافته مىشود و از آن ميان دو نسخهء موجود در كتابخانهء ملى پاريس ( بشمارهء 1765 . Supp و كتابخانهء موزهء بريتانيا [ بشمارهء 3667 . Or همراه ديوان نصير ( م 1030 ) ] ديده شد ، متضمن قصيده و تركيب و ترجيع و غزل و قطعه و رباعى و مثنوى و چندين مطلع كه مجموع آنها بپيرامون دوهزار بيت برمىآيد . بر اين ديوان ميرزا عبد الكريم كاشى مقدمه نگاشته است . مثنوى فرقتى بر وزن مخزن الاسرار است و بدين بيت آغاز مىشود . راوى افسانهء ارباب جود * پردهء رخسار معانى گشود و شاعر آن را بين سالهاى 1005 و 1012 در كاشان سرود . قصيدههايش در مدح امامان شيعه و شاه عباس است . غزلهاى وى عادة بىتخلص و گاه بسيار كوتاهست چنان كه بعضى از آنها از دو سه بيت درنمىگذرد و مقدارى مطلع غزل نيز كه ظاهرا شاعر مىخواست آنها را تمام كند ولى بىسرانجام گذاشت در ديوان او ديده مىشود . علت بىتخلص ماندن غزلهاى فرقتى را در آغاز همين گفتار گفتهام و سبب آنكه غزلهايش ناتمام و ابتر و حتى گاه منحصر بمطلع آنهاست همانست كه تقى الدين اوحدى بيان داشته و حاجت